تبلیغات
چراااااااااااااااااااا؟ - ازدواج

چراااااااااااااااااااا؟

مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت :

-  می خواهم ازدواج کنم .

پدر خوشحال شد و پرسید :

-   نام دختر چیست ؟

مرد جوان گفت :

-   نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند .

پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت :

-  من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو......

 نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو .

مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :

-  مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم .

مادرش لبخند زد و گفت :

-  نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی




نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 09:01 ب.ظ توسط مهسا نظرات |


Design By : Pichak





دریافت كد ساعت

اسم دختر اسم پسر

پیشگویی

سوال شما:


جواب پیشگو:

کد آهنگ